اگر اسم نویسنده این سه کتاب را از خودش بپرسید، اینگونه جواب می شنوید:
نام خود گم کردهام تا نام او آموختم خود نمیبینم دگر تا دیده در او دوختم
سایه رعنای او هرشب تماشا میکـنم تا چـراغ شعر خود در پای او افروختم
او "نمایندگی مجاز" دارد که بنویسد. وبلاگی که دل نوشته ها و دغدغه ها و.... خود را در آن می نویسد. شاید اینکه او کارشناسی ارشد روابط اسلام و مسیحیت و دکترای ادیان خود را در دانشگاه فرانسوی بیروت خوانده، از جهتی مهم به نظر نیاید. اما وقتی کتاب « پدر، پسر، روح القدس» را ببینید، متوجه می شوید که سال ها زندگی زائری در لبنان و تنفس در فضای مسیحی اسلامی آنجا، چه پنجره های جدیدی را به روی او گشوده است. کتابی از تجلی عشق علوی و شور حسینی در آثار شاعران و نویسندگان مسیحی. «شما قدر امام حسین را نمی دانید!»، یکی از فصل های این کتاب است که از جمله أنطوان بارا، نویسنده و روزنامه نگار مسیحی گرفته شده. نویسنده ای که در کتاب «حسین در تفکر مسیحی»، پس از بیان ارادت و دلبستگی قلبی خود به سید الشّهدا (ع) می گوید: "شما شیعیان قدر امام حسین را نمی دانید! اگر امام حسین از ما مسیحیان بود در هر زمینی، پرچمی از او بر می افراشتیم و مردم را به نام حسین به مسیحیت دعوت می کردیم. امروز امانت بزرگِ پیام و رسالتِ فریاد و خروش او در روز عاشورا به شما شیعیان و مسلمانان سپرده شده و باید این پیام را به جهان برسانید."
«پدر، پسر، روح القدس» را انتشارات خیمه در تابستان 89 چاپ کرده. کتابی سرشار از شور و احساس غرور برای همه ما تا قدر داشته های خود را بیشتر بدانیم. وقتی این کتاب را می خوانید همان احساسی به شما دست می دهد که علی (ع) در مورد قرآن به ما سفارش کرد. اینکه مبادا دیگران جلو بیفتند. این فکر به ذهنتان خطور می کند که آنقدر ما در شناساندن این انوار مقدس کوتاهی کردیم تا اینکه دیگران آن را یافتند و به معرفی آن نشستند.
«کتاب مقدس»، اثر جدیدتر حجت الاسلام زائری است. تجلی دلبستگی نویسندگان و شاعران مسیحی به قرآن کریم و رسول گرامی اسلام که انتشارات خیمه آن را در بهار 90 چاپ کرده. در این کتاب، از ادیب و شاعر نامدار، رشید سلیم الخوری ملقب به شاعر قروی جمله ای تکان دهنده آورده شده:
" ای مسلمانان! دشمنان غربی شما تهمت هایی به دینتان می زنند که هیچ کدام واقعیتی ندارد؛ لیکن شما با رفتار خود و بی توجهی به حقیقت دینتان همان حرف ها را عملاً تأیید می کنید! دین شما، دین آسانی است؛ اما خود دشوارش کرده اید. دینتان دین نیکی است؛ اما خود بد می کنید. دینتان دین پیروزی است؛ اما خود خوار و ذلیل می شوید. دینتان دین زکات است؛ اما خود بخل می ورزید.
ای محمد، ای پیامبر راستین خدا، ای افتخار انسانیت! آیین تو، آیین فطرت است و من یقین دارم که وقتی بشریت از همه مکاتب و فلسفه ها خسته و ناامید شد، آن گاه برای آرامش جان و اصلاح جهان هیچ راه نجاتی جز پناه آوردن به دامن اسلام نخواهد داشت...."
آخرین کلمات مقدمه کتاب پولس سلامه که در سال 1949 با نام «حماسه غدیر» منتشر و نخستین حماسه نامه عربی شناخته شد، در «کتاب مقدس» به این شکل آمده:
"ای ابوالحسن، شعرم در ساحل عظمت تو سنگ ریزه ای بیش نیست؛ ولی سنگ ریزه ای است که به خون گرانبهای حسین تو آغشته شده، پس این حماسه نامه را پذیرا شو و از فراز جاودانگی ات به ناتوانی که قلم خود را با یاد تو متبرک ساخته، نظر کن."
«گفت بگو میگویم» را زائری از آن رو نام گذاشته که: "بخش عمده این مجموعه، نثرهای ادبی مذهبی و در ستایش آل الله است و برای ایشان کسی نمی تواند مدح و ستایشی بنگارد جز آنکه به عنایت الهی مدد شود و در حقیقت این خود اراده پروردگار است که قلم را در دستانش می گرداند، نه بنده..."
کتاب شامل سی یادداشت کوتاه و خواندنی است که طی بیست سال گذشته در جاهای مختلف منتشر شده و از جای جای آن صمیمت و صداقت نویسنده را می توان لمس کرد. بخش های آخر کمی اجتماعی می شود. در فصل "کسوف قرن"، زائری دردنامه ای نوشته برای مظلومیت همه هجدهم تیرهای رهبر انقلاب اسلامی.:
اینک که جوانی ما می رود تا رو سپید انتظار پیران قرون باشد. اینک که دست دل را بر فراز چشم جان سایبان کرده ایم و قد کشیده ایم تا غبار سم اسب های انتقام را جست و جو کنیم. اینک که سنگین ترین گوش ها هم صدای استوار گام های موعود را می شنوند.
اینک.... برای آخرین بار.
کسوف خورشید تابناک ولایت را به هیاهوی کوردلی وبی ایمانی به نظاره نشسته ایم.
.....
اما می دانیک که این تاریکی نیمه و ناتمام ساعتی بیش نیست.
.... کدام رزم بزرگ تر از این؟ .... کجایند آنان که در جست و جوی دجال و سفیانی هستند؟ کجایند آنان که چشم انتظار آمدن سیدِ حسنی مانده اند؟
کدام دجال سفیانی تر از آنان که در مقابل ولایت و دین گردن کشی کشی کرده اند؟ کدام سید، حسنی تر و حسینی تر از پیری دردمند و مظللوم که پرچم حق را بر دوش گرفته و بر دروازه زمان و زمین به انتظار موعود ایستاده است؟
فصل آخر کتاب هم دقیقاً برای ما نوشته شده. ماهایی که ممکن است هر لحظه تصمیم بگیریم که دیگر جوان نباشیم:
تنها جوان باش... صریح و ساده باش!
پیچیدگی و دور زدن های عجیب و غریب مال جوان ها نیست. آدم های ناجوان به جای یک حرف ساده و صریح نیم ساعت آسمان و ریسمان را به هم می بافند و به جای یک حرف مستقیم و کوتاه خود را در کوره راه های دور و دراز گم و گور می کنند.
جوان باش..... خوش سلیقه باش!
جوان فرصت امتحان کردن و آزمودن و دوباره شروع کردن را ندارد. توی این بازار شلوغ تمام سرمایه تو، همین عمر کوتاه جوانی است و از در و دیوار وسوسه فروشندگان می بارد.
همه دندان تیز کرده اند برای ربودن این سرمایه گران قدر در ازای جنس خودشان.... مراقب باش خودت رابرای هر چیزی خرج نکنی، تو جوان هستی... خوش سلیقه باش.!
زائری فقط یک نویسنده پرکار نیست. کسی است که کم سر و صدا، ولی اثرگذار است. ویژگی ای که شاید خیلی از ما باید آن را کسب کنیم. زائری در زمینه مطبوعات دینی تحولات خلاقانه ایجاد کرده. نشریاتی چون «خیمه» (ویژه هیاتهای مذهبی)، «جدید» (برای کودکان و نوجوان بهصورت کمیک استریپ)، «همشهری محله»(ضمیمه روزنامه همشهری برای مناطق 22 گانه شهر تهران)، «زمزم» (برای کودکان و نوجوان به زبان عربی) و... از نوآوری های او است.
+ نوشته شده توسط میم.صاد در سه شنبه 22 آذر1390 و ساعت
23:58 |